|
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید , عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود , ماهیان می گفتند : تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی , همت کن و بگو ماهی ها , حوضشان بی آب است .
((سهراب سپهری))
اگـر بگــوییم خدایــی وجــود نـدارد مانند این است که بگوییم فرهنگ لغات در اثر انـفجـار در یک چاپخانه پـدیـد آمده است. مـرد فرانـسـوی به همـراه راهـنمایـی عرب از بیابان می گذشت. روزی نبود که مـرد عرب بـر روی شــن های داغ زانـو نـزنـد و با خدایـش راز و نـیــاز نکـنـد. سر انـجـام یک روز عـصر مـرد کافر از مـرد عـرب پـرسـیـد: (( از کجا مـیـدانی کـه خـدایی هست؟)) راهــنـمـا لحــظه ای به او که نیشخـنـد تمسخر آمیزی بر لــب داشــت نگـاه کـرد و بعـد پاسـخ داد: (( از کجا می دانم که خدایـی هـسـت؟ از کجا فهمـیـدم که دیشب نـه آدم , که شتـری از اینجا عـبور کرده است؟ مگر از روی ردپای باقی مانده در شن ها نبود؟)) و با اشاره به خورشیدی که آخرین انوارش را از دامن افق جمع می کرد در ادامه گفت : (( این ردپا مال انسان نیست )). (( خلاقیت , اوشو))
خداوند ارجمند و با شکوه می فرماید : " ای فرزند آدم ! چگونه می توانی مرا نا فرمانی کنی وقتی که آفتاب سوزان و کویر داغ را نمی توانی تحمل کنی ؟ و همانا جهنم , هفت طبقه است که در آن آتش هایی است که همدیگر را می خورند . در هر طبقه ی جهنم هفتاد هزار دره ی آتش وجود دارد . در هر دره ی آتش , هفتاد هزار شاخه ی آتش است و در هر شاخه ی آتش , هفتاد هزار شهر آتشین قرار دارد. در هر شهر آتشین , هفتاد هزار کاخ آتشین است. در هر کاخ آتشین هفتاد هزار خانه ی آتشین قرار دارد . در هر خانه ی آتشین هفتاد هزار اتاق آتش است . در هر اتاق آتش , هفتاد هزار چاه آتش است . در هر چاه آتش , هفتاد هزار صندوق آتش است . در هر صندوق آتش هفتاد هزار درخت زقّوم است . در زیر هر درخت زقّوم هفتاد هزار میخ آتش قرار گرفته است . به همراه هر میخ , هفتاد هزار زنجیر آتش وجود دارد . در هر زنجیر هفتاد هزار مار آتش است . طول هر مار هفتاد هزار ذرع است و در شکم هر مار یک دریا سم سیاه وجود دارد که در آن هفتاد هزار عقرب آتش وجود دارد .هر عقرب هفتاد هزار دُم آتشین دارد و دم هر عقرب از هفتاد هزار مهره تشکیل یافته است و در هر مهره هفتاد هزار سطل زهر وجود دارد ." " ای بندگان من ! به خودتان رحم کنید که همانا بدن های شما ضعیف , سفر طولانی , بار سنگین , مسیر باریک , آتش سوزان , ندادهنده اسرافیل و داور , پروردگار عالم است ."
عشق چیزی است که تو را زنده نگه می دارد حتی پس از مرگ عشق چگونه زنده ماندن است روزی فراخواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملافه سفید پاکیزه ای که چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است قرار می گیرد و آدمهایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.آن لحظه فراخواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. در چنین روزی تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر زندگی بنامم و بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند. چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشمهای یک زن ندیده است.قلبم را به کسی بدهید که از قلب جز خاطره دردهایی پیاپی و آزاردهنده چیزی بیاد ندارد.خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند.کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند استخوانهایم,عضلاتم, تک تک سلولهایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. هر گوشه از مغز مرا بکاوید , سلولهایم را اگر لازم شد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا با کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دورگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه ی باران را روی شیشه اتاقش بشنود.آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گلها بشکفند.اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم , ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.گناهایم را به شیطان و روحم را به دست خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید عمل خیری انجام دهید یا به کسی که نیازمند شماست کلام محبت آمیزی بگویید:اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید همیشه زنده خواهم ماند. ((رابرت.ن.تست)) پنجمین جشن سالیانه بزرگداشت پیوندی اعضا با نام جشن نفس با هدف ترویج فرهنگ اهداء عضو و پیشبرد پیوند اعضاء در كشور ، مقارن با میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) در تاریخ 29 و 30 خرداد ماه از ساعت 18 الی 24 در آکادمی المپیک واقع در مجموعه ورزشی انقلاب به همراه حضور پر شور بازیگران ، هنرمندان ، مسئولین و خانواده های اهدا کننده و گیرنده عضو پیوندی برگزار می گردد
امام صادق ( ع ) فرمود : هنگامی که آخرین فرد جهنمی , مجبور به رفتن در دوزخ شود به پشت سر خویش نگاه کند , پس خداوند فرماید : " بازش گردانید " . چون بیاید خداوند فرماید : " بنده ی من ! چرا به پشت سرت نگاه کردی ؟ " گوید : " پروردگارا ! چنین گمانی به تو نداشتم که مرا به دوزخ فرستی . " خداوند والا مقام پرسد : " گمان تو به من چه بود ؟ " گوید : " پروردگارا ! گمان می کردم مرا ببخشی و در بهشت جایم دهی . " پس خداوند فرماید : " ای فرشتگان من ! به سرافرازی و شکوه و نعمت ها و بلایا و بلندی مقامم سوگند که جز این لحظه , در تمام عمرش به من گمان خیر نداشت و چنانچه لحظه ای در عمرش گمان نیکو به من داشت , او را با آتش دوزخ نمی ترسانیدم . دروغش را بپذیرید و وارد بهشتش کنید . " ( بر گرفته از کتاب صدای او )
از قدیم گفتن آب که سر بالا بره قورباغه ابو عطی می خونه اینم شده نقل کار ما آخه الآن موقع امتحاناست و همه از کوچیک و بزرگ در وبلاگشون رو تخته می کنن نمونش همین پیام خودمون اما چون ما خیلی آدمهای حرف گوش کنی هستیم گفتیم بیایم به حرف رضا آفتابی گوش کنیم و متفاوت باشیم واسه همین گفتیم چه کنیم چه نکنیم تا اینکه به این نتیجه رسیدیم که متفاوت ترین کار وبلاگ زدنه(حالا نیست انگار کسی تا به حال وبلاگ نزده!)حالا ما شروع کردیم به نوشتن اما اگه یه موقع دیر آپ کردیم شما به بزرگی خودتون ببخشید آخه از دو تا بچه کنکوری که بیشتر از این توقع نمیره!!!!تعجب کردین نه! دیدین گفتم ما می خوایم یه کار متفاوت بکنیم پس تا پست بعدی فعلاً خداحافظ |
About![]()
Home
|